لسان الملك سپهر
1833
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
استار كعبه چنگ زده بود . پنجم : حكم كردن به علم خود بر خلاف ديگر قضات . ششم : حكم كردن از براى حقوق خود ، و از براى حقوق فرزند خود ، و هر معصومى را اين حكومت روا باشد . هفتم : پذيرفتن هر گواه كه از بهر او گواهى دهد ، چنان كه پيغمبر از مردى اعرابى اسبى بخريد و اعرابى انكار كرد و گواه طلبيد . خزيمة بن ثابت انصارى گواهى داد ، پيغمبر فرمود : تو حاضر نبودى چگونه گواهى دهى ؟ عرض كرد : ما در خبر آسمانى تصديق تو كنيم ، چگونه در كار زمين تكذيب كنيم . رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله او را ذو الشّهادتين خواند . هشتم : حمى « 1 » گرفتن از براى خود ؛ لكن اين خصيصه هرگز واقع نشد . نهم : اخذ طعام و شراب از هر كس اگر چه صاحب آن بعد از بذل آن طعام و شراب خود بميرد به مدلول آيه : النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ . « 2 » و اين خصيصه نيز هرگز واقع نشد . دهم : عدم انتقاض وضوى آن حضرت به سبب خواب چنان كه فرمايد : تنام عيناى و لا ينام قلبى . و ديگر انبياء نيز چنين بودند ، چنان كه انس بن مالك گويد كه : پيغمبر فرمود : و كذلك الانبياء تنام أعينهم و لا تنام قلوبهم . يازدهم : توقف در مسجد در حال جنابت ، چنان كه ترمذى در « سنن » خويش از طريق ابى سعيد خدرى حديث كند كه پيغمبر فرمود : اى على حلال نيست هيچ كس را كه در اين مسجد جنب باشد الّا من و تو . دوازدهم : لعنت كردن مؤمنى را بىآنكه مستوجب لعن باشد و اين از بهر آن است كه در حضرت پروردگار خواستار شد كه الهى من نيستم مگر از جملهء بشر ، پس هر كدام از مؤمنان را كه ستم كنم يا لعن فرستم آن را از براى او رحمت و قربت گردان تا در قيامت به آن وسيله با تو تقرّب جويد ، پس لعن آن حضرت براى مؤمن رحمت است و مباح خواهد بود . سيزدهم : عقد بستن افزون از چهار زن و در اين خصيصه ديگر انبيا را نيز شركت بود چنان كه سليمان عليه السّلام را در يك زمان صد ( 100 ) تن زن و داود عليه السّلام را نود و نه
--> ( 1 ) . حمى : قرق گاه . ( 2 ) . سورهء احزاب ، آيه 6 .